رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

بدون عنوان

1391/9/3 10:28
نویسنده : رومینا
198 بازدید
اشتراک گذاری

این تعطیلات رو ما تو خونه هستیمناراحت اخه بابایی میگه چند روز رو رفتن مسافرت با بچه کوچیک سخته از نظر من که سخت نیست.چشم کاشکی می رفتیمافسوس از امروز دیگه این نذریها شروع میشه تا  4  و 5 روز غذا داریم اخه من خیلی زورم میاد پول این نذری رو بدن به کسی که نداره  مریضه یا پسر دختری که میخوان ازدواج کنن ندارن.  به خدا اینقدر غذا میارن جلو در که ما نمی تونیم بخوریم میریزیم بیرون. مژه 

اون موقع که رفتم سونگرافی گفت نی نی پسره  خیلی گریه کردم مثلا دختر دوست داشتم  اما الان دیونه پسر بچه هام خیلی دوسش دارم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی 

دوست دارم بچه دومم هم پسر بشه مامان 2 تا پسر  میشم یه مادر شوهر خوب تشویقهورا 

رادوین همه  زندگی ما شده فکر نمی کردم اینقدر  بچه شیرین باشه  دیروز یه گاز ازش گرفتم نمی تونم خودم رو کنترل کنم   من و بابایی دیونه شدیم  هر شب وقتی ماساژ میدم کلی کیف میکنه خیلی دوست داره  کمرشو بمالم  عادت کرده 

خیلی دوستت دارم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

دوست من
3 آذر 91 12:29
دقيقااااااا منهم بيرون كه ميرم همه چشمم سمت پسربچه هاست و ني ني خودم رو توي اون سن وسال فرض ميكنم!! انشالله به سلامتي مادرشوهر نمونه اي باشي آميييييييييييين ههههههه! اينهم يه گاز روي دستهاش از طرف من!!!
مامان ساتیار
3 آذر 91 16:26
اوووووه .. چه مامان خوشگلی.. حالا به کدومتون ماشاالله بگم!
هزارررررر ماشاالله به هردوتون..


مرسی از لطفتون
مامان ساتیار
3 آذر 91 16:31
من که عاشق پسر بچه هام.. از بازی کزدن با پسربچه های دو تا شش سال سیر نمیشم.. هر جه فضولتر برای من عزیزتر.. از زمان بچگیم تا حالا , توی مهمونی ها و مراسم خانوادگی من مسئول سرگرم کردن بجه هام و بقیه به کارای پخت و پز و شست وشو میرسن
مامان ساتیار
3 آذر 91 16:36
دلم خوش بود که لااقل شما جای منو توی مسافرت خالی میکنین! ولی توی این هوای سرد, بچه توی خونه راحت تره.. انشاالله بزرگتر که شدن تلافی میکنیم و بیشتر مسافرت میریم..
مامان ساتیار
3 آذر 91 16:40
راستی.. آدرسه لثه گیر مچبند: http://www.baby-shop.ir/?p=prddetail&catid=127&prd=268 اگه دستکش لثه گیر رو پیدا کردم بهتون میگم..
مامان ساتیار
3 آذر 91 16:42
اگه اشکال نداره لطفا آدرس فیس بوک.. البته اگه بلد باشم سر بزنم.. تا حالا امتحان نکردم..
روزهای شیرین
4 آذر 91 12:55
الهی چه مامان و پسر نازی خدا حفظتون کنه نازم! انشا.. عروسای نازی مثل خودت گیرت بیاد! رادوین خاله رو یه بوس جارو برقی کن!(اگه بلد نیستس یادت میدم!
در انتظار...
9 آذر 91 9:37
عزیزززززززززززززززززززم.گازش گرفتی؟اخی.دردش امد؟بمیرممممممممممم.حتما با لب گازش گرفتی....زنده باشید هر دوتایی تون...عکس خیلی زیبایی گرفتید.چشمای گل پسرتون را نگاه..